هر چند که دور از عشق بازی هستیم / اما به رضای عشق راضی هستیم
*
*
*
*
*
ای همدم آهنی من . . .
*
خسته ترین مرد زمینم
بی تو
میمیرمو عاشق میمونم
*
*
*
*
عشق یعنی رفتن از شهر بهار
با دو چشم تر به سوی روزگار
عشق یعنی بی وفایی های یار
عشق یعنی سالها در انتظار . . .
*
*
*
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت. . .
نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود . . .
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و...
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتنت. . .
و من همچون غربت زده ای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد . . .
شاید نگاهم کردی ودیدی مرا . . .
*
*
*
*
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید . . .
*
*
*
ترسم از روز سیاهی است بیایی و چه سود
رفته باشم وبدانی که چه دیر آمده ای . . .
*
ما ز هر صاحب دلی یک رسته فن آموختیم
عشق از لیلی و صبر از کوه کَن آموختیم
گریه از مرغ سحر ، خود سوزی از پروانه ها
صد سرا ویرانه شد ، تا ساختن آموختیم . . .
*
آفتابگردان دنبال خورشید می گشت ، ناگهان ستاره ای چشمک زد
آفتابگردان سرش را پایین انداخت
آری . . .
گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند . . .
*
. . . اینگونه تنهایم
*
*
*
*
*

از کجا بنویسم
که باز دلت نگیرت و از پیشم نروی
از تلخی های دلم
پیش دوست و غریبه نگویم
بی هیچ سخنی از دلتنگی ها
لبخندی بر لب آورم که خود نیز ندانم این لبخند از غم های دفن شده در
صندوقچه دلم است
یا ازبی کسی هایم
لیوانی پر از آب بر می دارم و به جای نوشیدنش
بر روی خودم می ریزم شاید از این حال رخوت بیرون آیم...

*
*
جیرجیرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس میگه: الان وقت خواب
زمستانیمونه،
بعد صحبت میكنیم. خرس رفت خوابید ولی نمیدونست كه عمر
جیرجیرك
فقط سه روزه...
|